› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 922

چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد

وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه رنمیتابدردیف نمی تابددشواری نسبتاً آسان

چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد

بهار من هوس رنگ برنمی‌تابد

به یک نظر ز سراپای من قناعت کن

که داغ عرض مکرر شرر نمی‌تابد

به طبع بختم اگر خواب غالب است، چه سود؟

که پنجهٔ مژه‌ام هیچ برنمی‌تابد

اشاره می‌کند از پا نشستن کهسار

که بار نالهٔ دل هر کمر نمی‌تابد

گرفته است خیالت فضای امکان را

چه مهر و ماه که بر بام و در نمی‌تابد

گشاد و بست نگاهی ز دل غنیمت دان

چراغ راه نفس آنقدر نمی‌تابد

نصیب نالهٔ ما هیچ جا رسیدن نیست

نهال یأس خیال ثمر نمی‌تابد

طراوت عرق شرم ما سیه کاری‌ست

که این ستاره به شام دگر نمی‌تابد

غبار آینه، اظهار جوهر است اینجا

صفای طبع غرور هنر نمی‌تابد

طلسم‌خویش شکستن علاج کلفت ماست

که شب نمی‌گذرد تا سحر نمی‌تابد

نگاه ما ز تماشای غیر مستغنی‌ست

برون خویش چراغ گهر نمی‌تابد

حباب سخت دلیرانه می‌زند بر موج

دل گرفته ز شمشیر سر نمی‌تابد

چو اشک در گره خود چکیدنی دارم

دماغ آبله زین بیش برنمی‌تابد

خیال بسمل نیرنگ حیرتم بیدل

به خون تپیدن من بال و پر نمی‌تابد

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
رنگ
نمود و جلوه ظاهری؛ گاه کنایه از دگرگونی و ناپایداری.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
پا
عضوِ راه‌رفتن؛ نمادِ گام در راهِ طلب و سلوک.
غبار
گرد و خاک؛ نشانه محوی، فروتنی، ناپایداری یا حجاب دیدن.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
هوس
آرزوی زودگذر؛ میلِ نفسانی در برابرِ عشقِ راستین.
داغ
نشان سوختگی یا زخم؛ کنایه از اندوه، عشق و حسرت.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
بهار
فصلِ شکوفایی؛ نمادِ جوانی، تازگی و جلوهٔ حسن.
بال
پرِ پرواز؛ نمادِ اوج‌گرفتن و رهاییِ روح.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗