› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 920

داد عشق از بی‌نیازی درس طفلانم به یاد

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه انمبهیادردیف به یاددشواری دشوارتر

داد عشق از بی‌نیازی درس طفلانم به یاد

سرخط معنی‌ست پیش چشم و می‌خوانم به یاد

شرم بی‌دردی مگر بر جبهه‌ام چیند عرق

تا بماند ننگ خشکی‌های مژگانم به یاد

می‌فشارد تنگی این خانه مجنون مرا

گر نباشد وسعت‌آباد بیابانم به یاد

در فراموشی مگر جمعیتی پیدا کنم

ورنه چون موی سر مجنون پریشانم به یاد

زان ستم‌هایی که از بیداد هجران دیده‌ام

می‌درم پیش تو گر آید گریبانم به یاد

دل کباب پرتو حسن عرقناک که بود

کز هجوم اشک می‌آید چراغانم به یاد

از تغافل‌خانهٔ ناز تو بیرون نیستم

شیشه‌ای بودم که دارد طاق نسیانم به یاد

زان قدر هوشی که می‌کردم به وهم خویش جمع

چون به یادت می‌رسم چیزی نمی‌مانم به یاد

از عدم آن‌سوتر‌م برده است فکر نیستی

نیستم زآن‌ها که هستی آرد آسانم به یاد

با خیال رفتگان هم قانعم از بی‌کسی

کاش گردون واگذارد یاد دورانم به یاد

بعد ازین غیر از فراموشی که می‌بیند مرا

مفت آگاهی اگر روزی دو مهمانم به یاد

بیدل آن دور می و پیمانه‌ام دیگر کجاست

یک دو دم بگذار تا رنگی بگردانم به یاد

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
سر
بالاترین عضوِ تن؛ نمادِ اندیشه، سودا و فدا شدن در عشق.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
هستی
وجود و بودن؛ در برابر عدم و نیستی.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
ناز
کرشمه و دلربایی؛ جلوه‌گریِ معشوق در برابرِ نیاز.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
خانه
سرپناهِ زیست؛ نمادِ دل، تن یا قفسِ هستی.
دیده
چشمِ بیننده؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و دیدارِ یار.
وهم
پندار ناپایدار؛ ادراکی که یقین و حقیقت کامل نیست.
عرق
تراوشِ پوست؛ نمادِ شرم، خجلت و لطافتِ رخسار.
عدم
نیستی؛ نبودن در برابر هستی و گاه مرتبه پیش از ظهور.
دم
نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
شرم
حیا و آزرم؛ پروای درونی در برابرِ معشوق و حق.
یاد
به‌خاطرآوردن؛ حضورِ معشوق در دل و ذکرِ پیوسته.
شیشه
ظرفِ بلورین؛ نمادِ شکنندگیِ دل و صفای جان.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗