› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1186

عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد

وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه یدنباشدردیف باشددشواری دشوار

عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد

خون بسمل عرق شرم چکیدن باشد

مزرع نیستی، آرایش تخم شرریم

آفت حاصل ما عرض دمیدن باشد

شوق مفت است که در راه کسی می‌پوییم

منزل مقصد ما گو نرسیدن باشد

موج این بحر تپش بسمل سعی گهر است

رنج‌ها در خور راحت طلبیدن باشد

اشک چندی گره دیدهٔ حیران خودیم

تا نصیب که به راه تو دویدن باشد

صید دل‌ها نتوان کرد مگر از تسلیم

طرهٔ شاهد این بزم خمیدن باشد

حیرت و لذت دیدار خیالی‌ست محال

هر که آیینه شود داغِ ندیدن باشد

کلفت چنین نکشد کوتهی دامن فقر

گل آزادی این باغ نچیدن باشد

رفته‌ام از خود و تهمت‌کش آسودگی‌ام

حیرت آینه‌ام کاش تپیدن باشد

پیکرم مانی صورتکدهٔ نومیدی‌ست

بی رُخت هرچه کشم ناله کشیدن باشد

بسمل شوق مرا از اثر کوچهٔ زخم

تا دم تیغ تو یکدست تپیدن باشد

هرقدر زین قفس وهم برآیی مفت است

ناله کم نیست اگر میل رمیدن باشد

چشم بندی‌ست بهار گل بیرنگی عشق

دیدن یار مبادا که شنیدن باشد

از دلیران جنون جرأت یأسم بیدل

چون نفس تیغ من از خویش بریدن باشد

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
نیست
نبودن؛ در شعر یادکرد عدم و فنا در برابر هستی موهوم.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
آینه
سطح بازتابنده؛ در شعر نماد خودشناسی، صفا و جلوه است.
نفس
دم و لحظه کوتاه زندگی؛ گاه خواهش و خودی انسان.
چشم
اندامِ بینایی؛ سرچشمهٔ نگاه، اشک و انتظارِ عاشقانه.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
گل
شکوفهٔ خوش‌بو؛ نشانهٔ زیبایی، بهار و معشوق.
موج
برآمدگی آب؛ در شعر نشانه جنبش، اضطراب و ناپایداری.
ناله
فریادِ دردمندانه؛ آوای سوز و شکوهٔ عاشق.
خون
مایعِ سرخِ تن؛ نمادِ درد، شور و جگرسوزیِ عشق.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
داغ
نشان سوختگی یا زخم؛ کنایه از اندوه، عشق و حسرت.
اشک
قطرهٔ چشم؛ نشانهٔ گریه، شوق یا اندوهِ عاشقانه.
بهار
فصلِ شکوفایی؛ نمادِ جوانی، تازگی و جلوهٔ حسن.
عشق
مهرِ سوزان؛ نیرویِ بنیادینِ هستی و راهِ فنا.
حیرت
سرگشتگی آگاهانه در برابر حقیقتی که فهم عادی از آن بازمی‌ماند.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗