› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 1964

با هیچکس حدیث نگفتن نگفته‌ام

وزن مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه ننگفتهامردیف نگفته امدشواری میانه

با هیچکس حدیث نگفتن نگفته‌ام

درگوش خویش گفته‌ام و من نگفته‌ام

زان نور بی‌زوال که در پردهٔ دل است

با آفتاب آنهمه روشن نگفته‌ام

این دشت و در به ذوق چه خمیازه می‌کشد

رمز جهان جیب به دامن نگفته‌ام

گلها به خنده هرزه گریبان دریده‌اند

من حرفی از لب تو به گلشن نگفته‌ام

موسی اگر شنیده هم از خود شنیده است

«‌انی انا اللهی‌»‌که به ایمن نگفته‌ام

آن نفخه‌ای کز او دم عیسی گشود بال

بوی کنایه داشت مبرهن نگفته‌ام

پوشیده‌دار آنچه به فهمت رسیده است

عریان مشو که جامه دریدن نگفته‌ام

ظرف غرور نخل ندارد نیاز بید

با هرکسی همین خم‌گردن نگفته‌ام

در پردهٔ خیال تعین ترانه‌هاست

شیخ آنچه بشنود به برهمن نگفته‌ام

هر جاست بندگی و خداوندی آشکار

جز شبههٔ خیال معین نگفته‌ام

افشای بی‌نیازی مطلب چه ممکن است

پرگفته‌ام ولی به شنیدن نگفته‌ام

این انجمن هنوز ز آیینه غافل است

حرف زبان شمعم و روشن نگفته‌ام

افسانهٔ رموز محبت جنون نواست

هر چند بی‌لباس نهفتن نگفته‌ام

این ما و من که شش جهت از فتنه‌اش پُر است

بیدل تو گفته باشی اگر من نگفته‌ام

مفاهیمِ این غزل
تلمیحاتِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 18 واژه
دل
جان و درونِ آدمی؛ جایگاهِ عشق، درد و آگاهی.
بیدل
تخلصِ شاعر؛ به‌معنیِ بی‌دل، عاشقِ از خود رفته.
آیینه
شیشهٔ بازتاب‌دهنده؛ نمادِ صفای دل و تجلّیِ حق.
پر
شهپرِ پرنده؛ نمادِ پرواز، آرزو و سبک‌باریِ روح.
جهان
گیتی و دنیا؛ سرای گذرا و فریبندهٔ هستی.
خیال
صورت ذهنی و وهم؛ جهان تصور در برابر حضور عینی.
دامن
کنارهٔ جامه؛ نمادِ پاکی، پناه و دست‌آویز.
جنون
دیوانگی؛ شیداییِ عاشقانه و رهاییِ از عقل.
بال
پرِ پرواز؛ نمادِ اوج‌گرفتن و رهاییِ روح.
لب
کنارهٔ دهان؛ نمادِ سخن، بوسه و حیاتِ معشوق.
غافل
بی‌خبر و ناآگاه؛ خفته از یادِ حق و حقیقت.
دم
نفس یا لحظه؛ واحدی بسیار کوتاه از زمان و زندگی.
زبان
عضوِ گفتار؛ ابزارِ بیان و گاه حجابِ معنای نهفته.
خم
خمیدگی یا خمِ شراب؛ منبعِ مستی و فیضِ معنوی.
پرده
حجاب و پوشش؛ مانع آشکارشدن یا نشانه پنهانی راز.
دشت
بیابانِ پهناور؛ نمادِ گستره تنهایی و سرگردانیِ عاشق.
روشن
تابناک و آشکار؛ نمادِ آگاهی و تجلیِ معنا.
بوی
رایحه؛ نمادِ نشانه باریک و یادِ دلدار.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗