تعریف
dam-saydدام / صید در این مدخل بهصورت یک خانوادهٔ تصویری و معنایی خوانده میشود، نه فقط یک واژهٔ منفرد. محور قوی آن با دام، صید شناخته میشود و لایهٔ ضعیف یا همسایهٔ آن شکار، گرفتاری، کمند است. کارکرد اصلی این میدان در غزلیات، ساختنِ نسبت میان تصویر محسوس و معنای درونی است: تله، شکارشدن و کشش معشوق. از همین رو هر رخداد باید با سیاق بیت سنجیده شود؛ واژهٔ قوی معمولا نشانهٔ مستقیم مفهوم است، اما واژهٔ ضعیف فقط وقتی پذیرفتنی است که با تصویر مرکزی یا چند قرینهٔ همجهت همراه باشد.
بسامد این خانواده در پیکرهٔ غزلیات 597 مصراع، 557 بیت و 479 غزل است. پرتکرارترین نشانههای آن چنیناند: دام (330)، صید (161)، کمند (71)، گرفتاری (46)، شکار (36). این اعداد مفهوم را بهعنوان یک گره قابل ردیابی در شبکهٔ تصویری دیوان نشان میدهند، اما تفسیر نهایی همچنان باید شاهدمحور بماند. مدخل حاضر برای خواندن ماشینی و مرور انسانی ساخته شده است: تعریف آن حداقلی، شواهد آن واقعی و پیوندهای قرآنی آن فقط در صورت اطمینان روشن ثبت میشود.