› بعدی
دیوانِ غزلیات · بیدل دهلوی · غزل 47

در عالمی که با خود رنگی نبود ما را

وزن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه ودماراردیف ما رادشواری دشوارتر

در عالمی که با خود رنگی نبود ما را

بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را

مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی

خورشید التفاتش از ما زدود ما را

پرواز فطرت ما در دام بال می‌زد

آزاد کرد فضلش از هر قیود ما را

اعداد ما تهی کرد چندان که صفر گشتیم

از خویش کاست اما بر ما فزود ما را

مفاهیمِ این غزل
واژه‌نامهٔ این غزل · 11 واژه
بال
پرِ پرواز؛ نمادِ اوج‌گرفتن و رهاییِ روح.
سایه
اثر تاریک در برابر نور؛ کنایه از ناپایداری، پیروی یا وجود کم‌رنگ.
پرواز
اوج‌گرفتن در هوا؛ نمادِ رهاییِ روح و آرزو.
معنی
مقصود درونی یا حقیقت پنهان پشت لفظ و صورت.
دام
تله شکار؛ نمادِ تعلق و گرفتاریِ جان در جهان.
عالمی
یک جهان، بسیار؛ کنایه از فراوانی و کثرتِ بی‌پایان.
خورشید
آفتاب؛ نماد جلوه حقیقت که گرد و ذره در پرتو آن محو است.
رنگی
رنگین و رنگ‌دار؛ نمادِ فریب و ناپایداریِ ظاهرِ جهان.
فطرت
سرشتِ آغازین؛ نمادِ خمیرهٔ پاکِ نخستینِ آدمی.
تهی
خالی و بی‌محتوا؛ نمادِ فنا و بی‌خویشیِ عارفانه.
مرآت
آینه؛ نماد دلِ بازتابنده جلوه و خودشناسی و صفا.
غزل‌های مرتبط
خوانش و منبع در گنجور ↗